آتش‌بس در سایه جنگ ۴۶ روزه؛ لبنان در برابر آزمونی سرنوشت‌ساز

همزمان با آغاز آتش‌بس، جدال بر سر انحصار سلاح و نقش حزب‌الله در ساختار قدرت، وارد مرحله‌ای تعیین‌کننده شده است

پس از اعلام آتش‌بس، ساکنان جنوب لبنان در حال بازگشت به خانه‌هایشان. Photo: AFP

پس از ۴۶ روز درگیری میان اسرائيل و حزب‌الله که به کشته شدن بیش از دو هزار نفر و آوارگی بیش از یک میلیون نفر انجامید، سرانجام بامداد جمعه، ۱۷ آوریل ۲۰۲۶، آتش‌بس میان اسرائیل و لبنان با میانجی‌گری و حمایت مستقیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری ایالات متحده، به اجرا درآمد. این آتش‌بس که در مرحله نخست ۱۰ روز در نظر گرفته شده و امکان تمدید آن وجود دارد، از آن جهت حائز اهمیت است که نخستین توافق از این دست پس از انجام مذاکرات مستقیم میان دولت‌های دو کشور به شمار می‌آید.

این آتش‌بس شامل شش بند اصلی است:

  • توقف درگیری‌ها: دو طرف متعهد می‌شوند تمامی اقدامات نظامی را در زمین، دریا و هوا به طور کامل و به مدت ۱۰ روز متوقف کنند؛ اقدامی که زمینه‌ساز آغاز مذاکراتی مبتنی بر حسن نیت با هدف دستیابی به توافقی امنیتی و صلحی پایدار خواهد بود.
  • تمدید آتش‌بس: این آتش‌بس می‌تواند با توافق متقابل تمدید شود، مشروط بر آنکه پیشرفتی ملموس در مذاکرات حاصل شود و لبنان نیز توانایی‌اش در اعمال و تثبیت حاکمیت را نشان دهد.
  • حق دفاع از اسرائیل: اسرائیل در هر زمان، در برابر حملات برنامه‌ریزی‌شده، قریب‌الوقوع یا در حال انجام، حق دارد تمامی اقدامات لازم برای دفاع از خود را اتخاذ کند و این آتش‌بس هیچ محدودیتی برای این حق ایجاد نخواهد کرد.
  • تعهد دولت لبنان: دولت لبنان، با حمایت بین‌المللی، متعهد می‌شود گام‌های جدی و موثری برای جلوگیری از حملات حزب‌الله و سایر گروه‌های مسلح غیردولتی علیه اسرائیل بردارد.
  • انحصار سلاح در دست دولت: همه طرف‌ها می‌پذیرند که مسئولیت حفظ حاکمیت و دفاع ملی لبنان منحصرا بر عهده نیروهای امنیتی این کشور است و هیچ دولت یا گروه دیگری حق ندارد خود را ضامن حاکمیت لبنان معرفی کند.
  • مذاکرات مستقیم برای تعیین مرزها: دو طرف از ایالات متحده می‌خواهند زمینه انجام مذاکرات مستقیم را برای حل‌وفصل تمامی مسائل باقی‌مانده، از جمله ترسیم مرزهای زمینی میان دو کشور، فراهم کند؛ اقدامی که هدف آن هموار ساختن مسیر دستیابی به توافقی جامع برای تضمین امنیت، ثبات و صلح پایدار است.

عمده‌ترین نقاط ضعف توافق

این توافق با کاستی‌های جدی و نگران‌کننده هم مواجه است؛ مهم‌ترینشان این است که اسرائیل را به عقب‌نشینی فوری از جنوب لبنان ملزم نمی‌کند، در حالی که ارتش اسرائیل همچنان برخی مواضع را به‌عنوان بخشی از «منطقه حائل» در کنترل دارد. افزون بر این، در متن توافقنامه به سرنوشت صدها هزار آواره لبنانی هیچ اشاره‌ای نشده و هیچ الزام صریحی برای خلع سلاح حزب‌الله نیز وجود ندارد؛ هرچند در متن توافقنامه، تنها شش نهاد امنیتی رسمی به‌عنوان مرجع مجاز حمل سلاح تعیین شده‌اند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

حزب‌الله در کشاکش حاکمیت ملی و نفوذ جمهوری اسلامی

این توافق در مقطعی کاملا سرنوشت‌ساز شکل می‌گیرد. دولت لبنان به رهبری ژوزف عون، رئیس‌جمهوری، و نواف سلام، نخست‌وزیر، در مارس گذشته تصمیمی تاریخی گرفت که بر اساس آن هرگونه فعالیت نظامی و امنیتی حزب‌الله ممنوع و تاکید شد که «تصمیم جنگ و صلح، حق انحصاری دولت است». افزون بر این، نواف سلام تصریح کرد که نقش «مقاومت» پس از خروج اسرائیل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ به پایان رسیده و از این پس «تنها دولت و ارتش لبنان مسئولیت دفاع از کشور را بر عهده دارند».

با این حال، حزب‌الله که در جنگ اخیر شمار زیادی از فرماندهان برجسته نظامی‌اش را از دست داد و متحمل شکستی فاحش شد، همچنان بر حفظ سلاح خود پافشاری می‌کند. نعیم قاسم، دبیرکل این حزب، تلاش‌های دولت برای خلع سلاح را «خطایی بزرگ» توصیف می‌کند و آن را همسو با اهداف تجاوز اسرائیل می‌داند. رهبر حزب‌الله از دولت لبنان خواسته است «کل تصمیماتی را که برای محدود کردن تسلیحات این حزب اتخاذ شده متوقف کند».

وابستگی حزب‌الله به جمهوری اسلامی؛ قماری شکست‌خورده

اصرار حزب‌الله بر حفظ سلاح، امری تصادفی یا بی‌زمینه نیست، زیرا این حزب همچنان در محور جمهوری اسلامی می‌چرخد و ماموریت اصلی آن تحقق اهداف راهبردی تهران در منطقه است. علاوه برآن، سپاه پاسداران در هدایت و مدیریت عملیات نظامی این حزب نقشی پررنگ ایفا می‌کند. حزب‌الله در این چارچوب، یکی از مهم‌ترین ابزارهای نفوذ منطقه‌ای و برجسته‌ترین گروه نیابتی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود، گروهی که تهران از آن به‌عنوان اهرمی موثر در تعاملات و مذاکرات خود با ایالات متحده نیز بهره می‌برد. با این حال، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی، در صورت اقتضای منافع و محاسبات راهبردی‌اش، از کنار گذاشتن این ابزار ابایی نخواهد داشت و رویکردی کاملا عمل‌گرایانه در پیش خواهد گرفت.

تجربه چند دهه گذشته به‌خوبی نشان داده است که سیاست «دولت در دل دولت» سرانجامی جز ویرانی و وابستگی در پی ندارد. از سال ۲۰۲۵، ارتش لبنان روند اجرای طرحی پنج مرحله‌ای برای خلع سلاح گروه‌های شبه‌نظامی را آغاز کرده است. مرحله نخست این طرح، در جنوب رودخانه لیتانی، در ژانویه ۲۰۲۶ با موفقیت به پایان رسید و ارتش برای نخستین بار از سال ۱۹۶۹ توانست کنترل این منطقه را به دست بگیرد.

مرحله دوم، که گستره میان رودخانه‌های لیتانی و اوّلی را دربر می‌گیرد، نیازمند چهار ماه زمان و تامین مالی بین‌المللی است. با این حال، تحقق این ماموریت برای ارتش لبنان آسان نخواهد بود، مگر آنکه رهبری حزب‌الله با نهادهای رسمی کشور همکاری کند و منافع ملی لبنان را در راس اولویت‌هایش قرار دهد.

برای نجات لبنان از پیامدهای ویرانگر جنگ، تحقق دو پیش‌شرط اساسی امری اجتناب‌ناپذیر است

نخست، تمامی سلاح‌های خارج از چارچوب قانونی باید به دولت تحویل داده شود. توافق‌نامه آتش‌بس به‌صراحت تاکید می‌کند که انحصار سلاح باید در اختیار نهادهای رسمی دولت باشد. لبنان نمی‌تواند در حالی به ثبات و توسعه دست یابد که در کنار ارتش رسمی، نیروی مسلح دیگری نیز وجود دارد، چرا که وجود سلاح‌های بی‌ضابطه، خود از عوامل اصلی کشاندن کشور به سوی ویرانی بوده است.

دوم، حفظ وحدت ملی در روند مذاکرات: اگر رهبران حزب‌الله تمایلی به حظ منافع لبنان داشته باشند، باید در کنار رئیس‌جمهوری لبنان و نخست‌وزیر کشور بایستند و از دولت در همه عرصه‌ها حمایت کنند. حضور لبنان در مذاکرات با اسرائیل زمانی اثرگذار و نتیجه‌بخش خواهد بود که در قالب موضعی واحد و منسجم شکل گیرد؛ امری که می‌تواند قدرت چانه‌زنی لبنان را افزایش دهد و هرگونه بهانه برای تداوم تنش‌ها را از طرف مقابل بگیرد. در مقابل، تداوم وجود سلاح‌های خارج از چارچوب دولت و خارج از اقتدار نهادهای رسمی، عملا به استمرار بهانه‌جویی‌ها و تداوم حضور نظامی اسرائیل در جنوب لبنان می‌انجامد.

آتش‌بس کنونی آزمونی سرنوشت‌ساز برای لبنان است؛ لبنان یا کشوری مستقل و آزاد خواهد شد که خود درباره جنگ و صلح تصمیم می‌گیرد، یا به وابستگی و باقی‌ماندن در چارچوب نفوذ و تاثیرگذاری جمهوری اسلامی ادامه می‌دهد. از این رو، دولت لبنان باید از این فرصت محدود برای تثبیت اقتدار ملی و اثبات توان حاکمیتی خود بهره گیرد؛ و در همین حال، جامعه جهانی نیز لازم است با حمایت از ارتش لبنان، روند خلع سلاح تمامی گروه‌های شبه‌نظامی را تا رسیدن به نتیجه نهایی همراهی کند.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه