همزمان با گذشت ۱۰۰ روز از انقلاب ملی ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴، گزارشهای رسیده به ایندیپندنت فارسی از شهرهای مختلف ایران نشان میدهد بخش قابلتوجهی از معترضان مجروح، بهویژه ساچمهخوردهها و آسیبدیدگان چشمی، نهتنها با عوارض جسمی ماندگار دستوپنجه نرم میکنند، بلکه در سایه فضای امنیتی حاکم، از دسترسی به درمان مناسب نیز محروم ماندهاند؛ وضعیتی که به گفته شاهدان عینی، به بحرانی خاموش در میان نسل جوان معترض تبدیل شده است.
ایندیپندنت فارسی مطلع شده است که در شهرهایی چون تهران، کرج، اصفهان، مشهد، همدان، آبدانان، کرمانشاه، اهواز، جزیره کیش، بابل، رشت، اهواز و چندین شهر دیگر در نقاط شمالی، جنوبی و غربی ایران، هزاران نفر از مجروحان اعتراضات، بهویژه آنهایی که از ناحیه چشم یا صورت هدف گلولههای ساچمهای قرار گرفتهاند، همچنان از مشکلات جدی بینایی، دردهای مزمن و آسیبهای عصبی رنج میبرند.
یک جوان ۲۷ ساله از تهران که در جریان اعتراضات شامگاه ۱۹ دی از ناحیه چشم آسیب دیده، میگوید: «چشم چپم کاملا کور شده است. دکتر گفت باید عمل شوم، اما نه پولش را دارم و نه جرات دارم که به بیمارستانهای دولتی مراجعه کنم. چند بار به ما گفتند اگر مشخص شود در اعتراضات زخمی شدیم ممکن است با همین وضعیت بازداشت شویم. الان فقط با مسکن و قطره چشم زندگی میکنم. از زندگی ناامید شدهام.»
در اصفهان، یکی دیگر از معترضان که از ناحیه پا و پهلو هدف گلولههای ساچمهای قرار گرفته، میگوید: «چند ۳۸ ساچمه در بدنم باقی مانده. دکتر گفت باید خارج شود، ولی به دلیل اینکه از فاصله خیلی نزدیک شلیک کردند و کاملا وارد بدن شده، هزینهاش بالاست و از طرفی هم میترسم اگر به بیمارستان دولتی بروم، گزارش بدهند.»
به گفته او، بسیاری از مجروحان ترجیح میدهند به درمانهای خانگی یا منازل پرستاران و پزشکان مراجعه کنند: «خیلیها شبانه و مخفیانه میروند پیش دکترهایی که حاضرند بدون ثبت رسمی معاینه و درمان کنند، اما مشکل این است که در منازل تنها میشود درمان سطحی انجام داد و ابزار عمل جراحی وجود ندارد.»
در مشهد، یک دانشجوی ۲۴ ساله که از ناحیه صورت و گردن آسیب دیده، میگوید: «اولش فقط زخم بود، ولی الان عفونت کرده. نزد یک دکتر خصوصی آشنا هم که رفتم، گفت اگر بخواهد در بیمارستان پرونده تشکیل بدهد ممکن است دردسر شود. نمیدانم درمان نکنم و بدتر شوم، یا درمان کنیم و احتمالا شناسایی و بازداشت شوم. شما پزشک آشنا سراغ ندارید؟»
این وضعیت تنها به بیماران محدود نمیشود، بلکه کادر درمان در ایران نیز با وجود گذشت بیش از ۳ ماه از اعتراضات و در سایه جنگ، همچنان با فشارها و تهدیدهای امنیتی شدید مواجهاند. یک پزشکی در تهران به ایندیپندنت فارسی میگوید: «علاوه بر دهها پزشک و پرستاری که در اطراف ما، طی روزهای پس از اعتراضات بازداشت شدند، بارها به تمام کلینکها و بیمارستانها نامه زدهاند که حتما باید موراد مجروحان اعتراضات را به بخش حراست وزارت بهداشت و بیمارستانها اطلاع بدهیم. طبیعتا بنده و بسیاری از همکارانمان که این کار را نمیکنیم، ولی خب ما هم تا یک حدی میتوانیم ریسک کنیم و اگر شناسایی شویم، بازداشت و سپس پروانه طبابت را مثل آب خورد لغو میکنند.»
در کرج، یکی از شهروندان معترض میگوید: «یکی از دوستانم از ناحیه چشم ساچمه خورده بود. وقتی به بیمارستان رفت، برخورد خیلی سردی با او شد. بعد هم بهطور غیرمستقیم به او گفتند بهتر است دیگر مراجعه نکند. خیلیها در ۳ ماه گذشته اصلا به بیمارستان نرفتهاند و ترجیح میدهند با درد بسازند تا اینکه دوباره گرفتار شوند. تمام ماموران حراست بیمارستانها از دیماه تاکنون دائما در اتاقهای مختلف سرک میکشند که مثلا یکوقت نکند پزشکی نام یک مجروح اعتراظات را وارد نکند یا شرح حالش را عنوانی دیگر ثبت کند.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در غرب کشور، بهویژه در شهرهایی مانند خرمآباد، گزارشهایی از موارد شدیدتر آسیبهای جسمی منتشر شده است. یکی از ساکنان این شهر میگوید: «چند نفر را میشناسم که بیناییشان خیلی ضعیف شده یا تقریبا از دست رفته. یا بعضیها به خاطر اصابت گلوله جنگی کاملا از کارافتاده شدهاند و نمیتوانند راه بروند.»
او اضافه میکند: «مشکل فقط جسمی نیست؛ خیلیها از نظر روحی هم بههم ریختهاند. گوشهگیر شدهاند و دیگر مثل قبل نیستند. این حق ما نبود.»
در چنین شرایطی، بسیاری از خانوادهها نیز درگیر هزینههای سنگین درمان شدهاند. یک پدر در تهران که فرزندش در اعتراضات مجروح شده، میگوید: «برای یک عمل ساده ۲۳۰ میلیون تومان هزینه خواستند. چنین پولی نداشتیم و مجبور شدیم طلاهای خانمم را بفروشیم.»
گزارشهای دریافتی همچنین نشان میدهد که در برخی موارد، آثار زخمها عمدا پنهان نگه داشته میشود. یک شهروند از اصفهان میگوید: «خیلیها حتی به نزدیکانشان هم نمیگویند که زخمی شدهاند. میترسند خبرش پخش شود.»
این وضعیت باعث شده تا اکنون در بخشی از جامعه ایران، در پی اعتراضاتی که به گفته ترامپ با بیش از ۴۵ هزار کشته همراه بوده، «بحران خاموش مجروحان» شکل بگیرد؛ بحرانی که در آن، هزاران نفر با آسیبهای جدی جسمی و روانی، بدون دسترسی به درمان مناسب در سکوت زندگی میکنند. آنچه از روایتهای مردمی برمیآید، تصویری از نسلی است که نهتنها در خیابانها هدف شلیک مستقیم گلولههای جنگی و ساچمهای، یا در بازداشتگاهها مورد شکنجههای شدید قرار گرفته، بلکه پس از آن نیز در مسیر درمان، با موانع و فشارهای متعدد روبهرو شده است؛ نسلی با زخمهایی که نهتنها بر بدن، بلکه بر زندگی و آیندهشان باقی مانده است.

