از میدان منیریه تا بلوار وکیل‌آباد؛ شهرهای ایران در اشغال نیروهای نیابتی

حضور نیروهای نیابتی در نقاط مختلف ایران آنقدر پررنگ است که مردم از تعبیر «اشغال شهر» استفاده می‌کنند

رژه موتوری اعضای فاطمیون در تهران‌ــ فارس

فقر و بیکاری بیداد می‌کند؛ کسب‌وکارها از رونق افتاده‌اند، میلیون‌ها ایرانی در دو ماه گذشته حتی یک ریال درآمد نداشته‌اند. داروهای حیاتی به‌شدت نایاب و گران شده‌اند و روح و روان مردم، در پی کشتار خونین دی‌ماه و جنگ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل آسیب جدی دیده و در چنین شرایطی، جولان نیروهای نیابتی در شهرهای مختلف ایران، فضاهای عمومی را نیز برای مردم تحمل‌ناپذیر کرده است.

به قول یکی از ساکنان تهران، مردم خشمگین‌اند، احساس می‌کنند در جهنم گرفتار شده‌اند و احساس خفگی می‌کنند. او می‌گوید: «این مردم خونشان به جوش می‌آید وقتی یک نیروی خارجی با اسلحه‌ در دست، راهشان را می‌بندد و به آن‌ها امرونهی می‌کند. پول این مزدورها را هم حکومت از جیب همین مردم که خودشان هزار گیر و گرفتاری دارند، پرداخت می‌کند.»

استفاده از نیروهای نیابتی برای سرکوب اعتراض‌های داخلی در ایران از دهه ۱۳۸۰ آغاز شد و به‌تدریج گسترش یافت. با این حال، جمهوری اسلامی هرگز این موضوع را به‌طور رسمی اعلام نکرد و همواره مدعی بود که نیروهای موسوم به «محور مقاومت» در راستای «مبارزه» با اسرائیل و «استکبار جهانی» فعالیت می‌کنند.

با این حال آنچه در ماه‌های اخیر رخ داد، با دوره‌های پیشین تفاوتی آشکار دارد؛ چراکه جمهوری اسلامی نه‌تنها برای پنهان کردن استفاده از نیروهای نیابتی در سرکوب داخلی تلاشی نمی‌کند، بلکه با نمایش حضور و جولان آنان در خیابان‌ها، علنا پروژه ارعاب عمومی را پیش می‌برد.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در دی‌ماه خونین ۱۴۰۴، گزارش‌های میدانی متعددی منتشر شد که از نقش نیروهای حشدالشعبی، زینبیون و فاطمیون در سرکوب مرگبار معترضان حکایت داشت. پس از آغاز درگیری نظامی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل نیز، پی‌درپی ویدیوها و تصاویری از ورود این نیروها به ایران و حضورشان در شهرهای مختلف با پرچم‌هایشان منتشر شد.

تعداد این نیروها در شهرهایی مانند تهران به حدی افزایش یافته است که برخی از تعبیر «اشغال شهر» استفاده می‌کنند؛ آن‌ها معتقدند این نیروها آشکارا فضاهای شهری‌ را اشغال کرده و به تهدیدی جدی برای امنیت و آرامش مردم تبدیل شده‌اند.

نکته قابل‌تامل آنکه رسانه‌های حکومتی، به‌ویژه دو خبرگزاری فارس و تسنیم که وابسته به سپاه پاسداران‌اند، نه‌تنها حضور این نیروها را در معابر عمومی شهرهای ایران را پنهان نمی‌کنند، بلکه آن را به‌طور گسترده تبلیغ نیز می‌کنند. خبرگزاری فارس، در پانزدهم فروردین، در گزارشی درباره جولان موتوری و خودرویی نیروهای فاطمیون با پرچم‌هایشان در خیابان‌های تهران، به حماسه‌سرایی پرداخت و آن را «پیوند دو ملت در مسیر مقاومت و ایستادگی» خواند.

پیش از آن، خبرگزاری تسنیم هم در گزارشی مشابه، رژه خودرویی و موتوری فاطمیون در شهرهای قم و مشهد را «همبستگی و حمایت از جبهه حق» توصیف کرده بود.

با این حال، شواهد میدانی از حضور نیروهای نیابتی در ایست‌بازرسی‌ها و مشارکت آنان در سرکوب و آزار مردم، نشان می‌دهد آنچه رسانه‌های حکومتی از آن به‌عنوان «همبستگی» یاد می‌کنند، در واقع مشارکت در جنگی است که حاکمیت علیه مردم بی‌دفاع به راه انداخته است.

به گفته مردم، این افراد مسلح در کنار نیروهای بسیج، در ایست‌های بازرسی مستقر می‌شوند، مانع عبور و مرور می‌شوند، به آنان پرخاش و تعرض می‌کنند، لوازم شخصی‌شان را زیرورو می‌کنند و کرامت انسانی آنان را خدشه‌دار می‌کنند.

بر اساس گزارش‌ ساکنان داخل ایران، در حال حاضر سه گروه از نیروهای نیابتی شامل فاطمیون، زینبیون و حشدالشعبی در نقاط مختلف ایران مستقر شده‌اند. در بخش‌های شرقی ایران نیروهای زینبیون و فاطمیون و در استان‌های غربی نیز حشدالشعبی‌ حضور دارند و ترکیبی از همه این گروه‌ها در شهرهای بزرگ‌ مانند تهران و مشهد مشاهده می‌شود.

زینبیون، گروه شبه‌نظامی متشکل از شیعیان پاکستانی، و فاطمیون، نیرویی تشکیل‌شده از مهاجران افغان شیعه‌مذهب‌اند. هر دو گروه را سپاه قدس، شاخه برون‌مرزی سپاه پاسداران، سازماندهی کرده است. حشدالشعبی نیز مجموعه‌ای از گروه‌های شبه‌نظامی عراقی است که با حمایت ایران فعالیت می‌کنند و در ابتدا برای مقابله با داعش تشکیل شدند، اما به‌مرور نقش سیاسی و نظامی گسترده‌تری یافتند.

این گروه‌ها در دوره فرماندهی قاسم سلیمانی بر سپاه قدس، سازماندهی و تقویت شدند. به‌ویژه زینبیون و فاطمیون از جمله نیروهایی بودند که برای حمایت از بشار اسد و مشارکت در سرکوب داخلی در سوریه به این کشور اعزام شدند و در ازای آن، از منابع مالی ایران، دستمزدهای قابل‌توجهی دریافت کردند.

اکنون، با سرنگونی حکومت بشار اسد در سوریه، این نیروها دیگر امکان جولان در سوریه را ندارند و احتمالا جمهوری اسلامی در پی آن است که از سابقه قساوت این گروه‌ها در سرکوب‌های خشن، برای مواجهه با اعتراض‌های داخلی در ایران استفاده کند. چرا که اگر قرار بر مشارکت این نیروها در جنگ علیه اسرائیل و آمریکا بود، باید در مرزها مستقر می‌شدند نه در معابر عمومی شهرهای ایران، در صورتی‌ که مردم حضور آنان را در ایست‌بازرسی‌ها از میدان منیریه تهران گرفته تا بلوار وکیل‌آباد مشهد، تایید کرده‌اند.

گزارش رسانه‌های محلی از استان‌ سیستان و بلوچستان و استان‌های غربی نیز نشان می‌دهد که این نیروها نه در پاسگاه‌های مرزی که در فضاهای عمومی شهری حضور دارند و اینگونه تصور می‌شود که استقرار آنان در خیابان‌ها به‌عنوان راهبردی برای ایجاد ترس و ارعاب باشد تا هرگونه اعتراض در نطفه خفه شود.

ویدیوهایی که از حضور این نیروهای خارجی در معابر عمومی شهرهای مختلف، به‌ویژه تهران، منتشر شده، آنان را در حالی نشان می‌دهد که با پرچم‌های خود در خیابان‌ها حضور دارند و به زبان عربی سخنرانی‌ و مداحی‌ می‌کنند. همچنین شعارهایی در حمایت از مقام‌های جمهوری اسلامی سر می‌دهند، علیه آمریکا و اسرائیل رجزخوانی می‌کنند و با استقرار تانک‌ها، خودروهای زرهی و در دست داشتن سلاح‌هایی چون کلاشنیکف، فضای شهر را به‌شدت امنیتی و رعب‌آور کرده‌اند.

بر اساس این گزارش‌ها، بخشی از این نیروهای شبه‌نظامی در مساجد و سالن‌های ورزشی اسکان داده شده‌اند و گروهی دیگر نیز در هتل‌های گران‌قیمت مستقر شده‌اند؛ موضوعی که خود بر پیچیدگی و گستردگی این حضور دلالت دارد.

حالا حضور نیروهای نیابتی در نقاط مختلف ایران آنقدر پررنگ است که مردم از تعبیر «اشغال شهر» استفاده می‌کنند و می‌گویند احساس می‌کنند هدف تعرض بیگانه قرار گرفته‌اند. فرزند یکی از کشته‌شدگان جنگ ایران و عراق که حالا دوران میانسالی‌ را سپری می‌کند، با انتشار تصویری از حضور نیروهای عراقی در تهران در صفحه شخصی‌اش، نوشت: «روزی که پدرم داوطلبانه به جبهه رفت، به مادرم گفته بود که برای امنیت شما می‌روم. پدرم دیگر هرگز بازنگشت، مفقود شد، چشم مادر و مادربزرگم به در سیاه شد تا خبری از او بیاید. من مجبور شدم درس و مدرسه را رها کنم تا نان‌آور خانه شوم، چه نانی چه نان‌آوری؟! هیچ‌وقت در این سال‌ها کاسبی نبود، حالا بچه‌های من درد نداری و فقر را می‌کشند و شهرمان را هم مزدوران خارجی اشغال کرده‌اند.»

پیش‌تر موسسه مطالعات جنگ «امریکن اینترپرایز» در گزارشی نوشته بود که  استفاده از نیروهای غیرایرانی در سرکوب داخلی برای جمهوری اسلامی مزیت امنیتی مشخصی دارد، چرا که این نیروها به‌ دلیل نداشتن پیوندهای اجتماعی، خانوادگی و عاطفی با جوامع محلی ایران، در مقایسه با نیروهای امنیتی داخلی بیشتر مستعد خشونت‌ورزی علیه معترضان‌اند؛ در حالی‌ که نیروهای انتظامی ایرانی ممکن است در شلیک به هموطنان خود دچار تردید شوند.

این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که گزارش‌ها از ریزش شدید نیروهای بسیج و سپاه حکایت دارد و نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی برای کنترل اعتراض‌ها و سرکوب داخلی احتمالا به‌شدت نیازمند نیروهای شبه‌نظامی خارجی است.

از سوی دیگر سپاه قدس این نیروها را در دورانی سازماندهی کرد که محور موسوم به «مقاومت» تحت نظر قاسم سلیمانی به‌شدت در حال تقویت بود، اما اکنون هیچ‌یک از آنان وضعیت مناسبی ندارند. نیروهای حشدالشعبی به دلیل فشارهای آمریکا به عراق به‌شدت تحت فشارند. فاطمیون و زینبیون هم عملا بی‌جا و مکان شده‌اند و بیم‌ آن می‌رود که بازگرداندن آن‌ها به کشورهایشان امکان‌پذیر نباشد و به تهدید امنیتی جدی برای ایران تبدیل شوند.