با نزدیک شدن به موعد پایان آتشبس دوهفتهای و نیز تداوم محاصره تنگه هرمز، اینکه آیا اقتصاد جنگزده ایران میتواند در برابر ادامه محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی و تورم بیشتر تاب بیاورد، آن هم در شرایطی که حتی پیش از آغاز جنگ اخیر نیز با مشکلات اقتصادی عمیقی روبرو بود، تردیدهایی جدی ایجاد کرده است.
عرب نیوز در گزارشی در این زمینه، اشاره میکند تحلیل نهاد مستقل ایران فوکوس که پس از پایان جنگ ۱۲ روزه انجام گرفتــ که آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی حمله کردندــ اقتصاد جمهوری اسلامی ایران را «فلج» توصیف میکند و یادآور میشود که ابعاد بحران این واقعیت را آشکار کرد.
این گزارش نشان میدهد که اقتصاد ایران در سالهای اخیر، با مجموعهای از «بحرانهای پیچیده» مواجه بوده است که هر یک بهتنهایی هم میتوانند یک نظام اقتصادی را بیثبات کنند. از ناترازیهای انرژی و تحریمهای بینالمللی گرفته تا سیاستهای داخلی بیثبات و رکود تورمی که زنجیره تامین، تولید و تجارت خارجی را بهشدت مختل کردهاند.
پیامدهای این وضعیت بسیار قابلتوجه بودند. برای نمونه، کمبود گاز و برق صنایع انرژیبر مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی را تحت تاثیر قرار داد، زیرا حتی پیش از جنگ اخیر نیز، اقتصاد جمهوری اسلامی به دلیل سالها تحریم، بهشدت تحت فشار بود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بررسی گزارشهای گمرکی نشان میدهد که تنها در بهار ۲۰۲۵، ارزش صادرات غیرنفتی جمهوری اسلامی ۱۴.۴۱۴.۴ درصد کاهش یافت و حجم صادرات پتروشیمی تقریبا ۳۰ درصد افت کرد. واردات جمهوری اسلامی نیز در این بازه کاهش یافت. از طرفی تمرکز اجباری تهران بر تعامل با شرکای تجاری آسیایی، همراه با کسری تجاری غیرنفتی ۱.۳۷۴ میلیارد دلاری، فشار بر ذخایر ارزی را افزایش داد و تورم را تشدید کرد.
این نهاد نتیجه گرفت که اقتصاد ایران در گردابی از بحرانهای داخلی و خارجی گرفتار شده است و ناترازی انرژی، تحریمها، سیاستهای بیثبات و رکود تورمی، زنجیرههای تامین و تجارت را فلج کردهاند. کاهش صادرات، افت رقابتپذیری و کسری تجاری نشانههایی روشن از در راه بودن آیندهای تیرهاند و تنها تغییر ساختار حکمرانی میتواند مانع آن شود.
تشدید بحران با جنگ جدید
جنگ جدید که از ۲۸ فوریه آغاز شد و طی آن آمریکا و اسرائیل دوباره به ایران حمله کردند، اوضاع اقتصادی تهران را بهمراتب وخیمتر کرد.
جمهوری اسلامی ایران عملا تنگه هرمز راــ که حدود ۲۰ درصد انرژی جهان از آن عبور میکندــ بست، با این امید که فشار اقتصادی ناشی از آن بر جهان، آمریکا و اسرائیل را به توقف حملات وادار کند.
پس از شکست مذاکرات آتشبس در پاکستان، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، اعلام کرد که نیروی دریایی این کشور این تنگه را محاصره خواهد کرد تا ایران مجبور به بازگشایی تنگه هرمز شود.
طبق تحلیلها، محاصره تنگهای که بیش از ۹۰ درصد از تجارت سالانه ۱۰۹.۷ میلیارد دلاری ایران از آن عبور میکند، برای بقای اقتصادی این کشور تهدیدی بیسابقه به شمار میرود. بنیاد دفاع از دموکراسیها، براورد میکند که این محاصره میتواند روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار خسارت اقتصادی به تهران وارد کند که معادل حدود ۱۳ میلیارد دلار در ماه است.
با توجه به اینکه نفت و گاز ۸۰ درصد درآمد صادراتی دولت ایران را تشکیل میدهند، از کار افتادن مراکز کلیدی مانند جزیره خارگ که ۹۲ درصد صادرات نفت خام از آنجا انجام میشود، به معنای از دست رفتن ۱۳۹ میلیون دلار درآمد روزانه است. این خسارت با از دست رفتن روزانه حدود ۵۴ میلیون دلار درآمد صادرات پتروشیمی و ۷۹ میلیون دلار صادرات غیرنفتی تشدید میشود، آن هم در حالی که مسیرهای جایگزین موثری برای صادرات آنها وجود ندارد.
بحران ذخایر نفتی
این محاصره برای ظرفیت ذخیرهسازی زیرساختهای انرژی ایران هم به مثابه یک «بمب ساعتی» است، زیرا به دلیل با ظرفیت محدود ذخیرهسازی (حدود ۲۰ میلیون بشکه) و تولید مازاد روزانه ۱.۵ میلیون بشکه، این مخازن تنها ظرف ۱۳ روز، پر خواهند شد.
پس از پر شدن مخازن، تهران مجبور میشود تولید برخی میدانهای نفتی قدیمی را متوقف کند، اما این توقف میتواند پدیدهای به نام «مخروطی شدن آب» (water coning) ایجاد کند که طی آن آب به داخل چاه نفت نفوذ و استخراج نفت را دشوار یا حتی غیرممکن میکند و نتیجه آن از بین رفتن دائمی بخشی از ظرفیت تولید است که میتواند تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز از ظرفیت تولید جمهوری اسلامی بکاهد (معادل حدود ۱۵ میلیارد دلار خسارت سالانه جبرانناپذیر).
تورم و بحران داخلی
این محاصره اقتصاد داخلی شکننده ایران را هم به سمت یک ابرتورم سوق میدهد. از بین رفتن درآمدهای ارزی همزمان با سقوط فاحش ارزش ریال در برابر دلار و رسیدن تورم مواد غذایی به ۱۰۵ درصد (تا فوریه ۲۰۲۶)، تقریبا تمام ابزارهای اقتصادی حکومت را از بین برده است.
زیرساختهای صادراتی مستقل از تنگه هرمز، مانند بندر جاسک یا بندرهای دریای خزر، نیز تنها میتوانند کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت خلیج فارس برای عبور کالا را جبران کنند. در نتیجه ادامه محاصره دریایی جمهوری اسلامی تداوم مقاومت آن را از نظر اقتصادی، غیرممکن میکند.
کارشناسان هشدار میدهند که حتی با پایان جنگ، هم جمهوری اسلامی همچنان با چالشهای اقتصادی و دیپلماتیک شدید روبرو خواهد بود و آزمون واقعی برای تهران تازه پس از پایان جنگ آغاز میشود که بازسازی، اقتصاد و روابط منطقهای تعیینکننده خواهند بود. آن هم در شرایطی که روابط تهران با کشورهای خلیج فارس، از جمله امارات که در تجارت ایران نقش کلیدی داشت، بهشدت آسیب دیده است.
پیش از جنگ، امارات در تجارت ایران نقش حیاتی داشت. در سال مالی ۲۰۲۴، جمهوری اسلامی ۲۰.۸ میلیارد دلار کالا از امارات وارد کرد و صادراتش به این کشور ۶.۶ میلیارد دلار بود. اکنون تحلیلگران معتقدند این روابط به حالت قبل بازنخواهد گشت و کانالهای مالی تهران در منطقه هم بهشدت آسیب دیدهاند.
جمعبندی این موارد نشان میدهد که اقتصاد جمهوری اسلامی در وضعیتی قرار دارد که هم جنگ، هم تحریم و هم محاصره دریایی آن را تحت فشار شدید قرار داده و محاصره تنگه هرمز به یک تهدید وجودی برای آن تبدیل شده و توان ادامه مقاومت اقتصادی را بهشدت زیر سوال برده است.

