نگرانی مردم ایران از احتمال توافق با جمهوری اسلامی: حکومت فریب و دروغ قابل اعتماد نیست

بسیاری بیم آن دارند که این توافق، راه تنفس تازه‌ای برای حاکمیت باز کند و دامنه سرکوب و آزار مردم را گسترش دهد

تجمع حامیان حکومت در تهران‌ــ خبرگزاری فارس

«پس از کشته شدن علی خامنه‌ای و سخنرانی دونالد ترامپ، که در آن ما مردم ایران را خطاب قرار داد و گفت که به وعده‌اش عمل کرده است و خواست که فعلا در خانه بمانیم تا در زمان مناسب، برای بازپس‌گیری ایران به خیابان‌ها بیاییم، موجی از شور و نشاط در جامعه شکل گرفت. امید آنقدر زیاد بود که بر هر احساس دیگری از جمله ترس از صدای انفجار موشک و بمب غلبه می‌کرد، اما حالا نگرانی عمیقی در دل مردم به وجود آمده است. آن‌ها به‌شدت می‌ترسند که آمریکا با رژیم ایران به توافق برسد و مردم بی‌دفاع را با حکومتی که اکنون زخم‌خورده‌تر هم شده است، تنها بگذارد.»

این جملات بخشی از سخنان یکی از ساکنان منطقه امیرآباد تهران است. این مرد که ما در اینجا با نام مستعار «فرهاد» از او یاد می‌کنیم، می‌گوید زمزمه‌ احتمال توافق آمریکا و جمهوری اسلامی به بحث داغ این‌ روزهای مردم در کوچه‌ و خیابان تبدیل شده است. برخی می‌گویند حکومت ایران برای تضمین بقایش، مقابل آمریکا تسلیم می‌شود. برخی نیز بر این باورند که همه حرف‌‌وحدیث‌ها درباره توافق، بخشی از عملیات فریب است و در نهایت این حکومت سرنگون خواهد شد.

رئیس‌جمهوری ایالات متحده روز پنجشنبه بیست‌وهفتم فروردین، بار دیگر از احتمال دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی سخن گفت و اعلام کرد که در صورت نهایی شدن این توافق، حتی آماده است خود برای امضای آن به پاکستان سفر کند. این اظهارات در حالی مطرح شدند که هم‌زمان، فرمانده ارتش پاکستان نیز به تهران رفت و با مقام‌های جمهوری اسلامی دیدار کرد؛ دیداری که با توجه به نقش اسلام‌آباد به‌عنوان مهم‌ترین میانجی‌ کنونی میان تهران و واشنگتن، بر اهمیت تحرکات دیپلماتیک پشت‌پرده افزوده است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در کنار این تحولات، از شکاف و اختلاف میان نیروهای وابسته به حاکمیت نیز نشانه‌هایی به چشم می‌خورد که بازتاب آن را می‌توان در مواضع متناقض آنان در شبکه اجتماعی ایکس مشاهده کرد. مجموعه این عوامل، گمانه‌زنی‌ها را درباره احتمال عقب‌نشینی جمهوری اسلامی و پذیرش شروط ایالات متحده تقویت کرده است.

با این حال، چنین توافقی اگرچه ممکن است برای مدت کوتاهی به کاهش تنش‌آفرینی‌های جمهوری اسلامی در منطقه و مهار نسبی رفتارهای بی‌ثبات‌کننده‌ آن منجر شود، به معنای بهبود وضعیت مردم داخل ایران نیست. برعکس، بسیاری از این بیم دارند که این توافق راه تنفس تازه‌ای برای حاکمیت باز کند تا با تمرکز بیشتر بر کنترل داخلی، دامنه سرکوب و آزار مردم را گسترش دهد.

فرهاد در توضیح دلایل نگرانی مردم می‌گوید: «اگر فقط در همین چند هفته اخیر خبرهای مربوط به رئیس قوه قضاییه را رصد کنید، متوجه دلیل نگرانی عمیق مردم می‌شوید. او مدام جوان‌های معترض را به قتل و اعدام تهدید می‌کند. هزاران جوان را در دی‌ماه کشتند و حالا بقیه را هم در زندان‌ها با آزار و شکنجه به مسلخ می‌برند.»

او که خود دو دختر نوجوان دارد، تاکید می‌کند خانواده‌هایی که فرزند نوجوان و جوان دارند، بدون استثنا نگران آینده آنان‌اند. به گفته او، این نگرانی دیگر فقط به آینده شغلی یا تحصیلی فرزندان محدود نمی‌شود، بلکه به جایی رسیده است که بسیاری از خانواده‌ها تنها آرزو می‌کنند فرزندانشان از دست این حکومت جان سالم به در ببرند.

محمدآقا، بازنشسته یکی از سازمان‌های دولتی و ساکن منطقه‌ای در شمال‌غرب تهران، که معمولا عصرها با هم‌سن‌وسال‌هایش در پارک محل دور هم جمع می‌شوند، می‌گوید: «آمریکا و اروپا، برخلاف ما مردم ایران، این حکومت فریب‌کار را خوب نمی‌شناسند. با اینکه این حکومت بارها جامعه جهانی را فریب داده است، باز هم با آن پای میز مذاکره می‌نشینند.»

او بر این باور است که توافقی شکل نخواهد گرفت و حتی اگر هم شکل بگیرد، دوام چندانی نخواهد داشت. دست‌کم در میان کسانی که در جمع‌های روزانه با او به تحلیل مسائل می‌پردازند، این باور شکل گرفته که کار جمهوری اسلامی تمام است، حتی اگر با آمریکا به توافق برسد، چرا که آستانه تحمل مردم به‌شدت کاهش یافته و جامعه به نقطه جوش رسیده است. «منتها نگرانی اصلی مردم به این دلیل است که مبادا حکومت کشتار دیگری راه بیندازد.»

محمدآقا می‌گوید: «در این ۷۰ و چند سالی که زندگی کردم، هرگز مردم را تا این اندازه نگران و منتظر ندیدم. اگر از مردم عادی بپرسید، به چیزی جز رفتن این حکومت راضی نیستند، اما اگر از وابستگان حکومت سوال کنی، ادعای پرهیز از جنگ و خشونت را وسط می‌کشند و می‌گویند در صورت توافق، گشایش اقتصادی می‌شود. تندروهای نظام هم که تکلیفشان روشن است و آخرالزمانی فکر می‌کنند و دنبال نابودی اسرائیل‌اند.»

جمهوری اسلامی از نهم اسفندماه، هم‌زمان با کشته شدن علی خامنه‌ای در نخستین حمله آمریکا و اسرائیل و آغاز جنگ، دسترسی مردم به اینترنت بین‌الملل را قطع کرد. با این حال، وابستگان حکومت و دارندگان «سیم‌کارت‌ سفید» مشمول این محدودیت نشدند، چرا که ماموریت داشتند با حضور پررنگ در شبکه‌های اجتماعی، به گفته فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، «صدا را برسانند»؛ به عبارت دیگر، روایت یک‌سویه حکومت را در فضای رسانه‌ای بازنشر دهند.

یک خبرنگار حوزه آسیب‌های اجتماعی با ابراز نگرانی از وضعیت موجود در ایران می‌گوید: «سیم‌کارت‌‌سفید‌ها با حضور هدفمند در شبکه‌های اجتماعی ماموریت سرکوب ایرانیان خارج از کشور را برعهده گرفته‌اند. سرکوب و آزار ایرانیان داخل کشور را نیز نیروهای خیابانی‌ بر عهده دارند.»

به گفته او، نیروهای بسیج و سپاه پاسداران به همراه گروه‌های نیابتی با صورت‌های پوشیده و پرچم‌هایی در دست، در شهر جولان می‌دهند، در ایست‌ بازرسی‌ها برای مردم مزاحمت ایجاد می‌کنند و با اینکه می‌دانند مردم چقدر از آن‌ها متنفرند، به مزاحمت‌هایشان ادامه می‌دهند.

این خبرنگار در ادامه، به وضعیت مردم اشاره کرد و افزود: «همه کسانی که من اطرافم می‌شناسم، عصبانی اما همچنان امیدوارند که مقدمات سرنگونی و قیام نهایی فراهم شود. با این حال، نمی‌توان نگرانی‌ها را کتمان کرد. به‌خصوص از وقتی که خبر مذاکره آمد، مدام از یکدیگر سوال می‌کنند چه خواهد شد.»

این روایت‌ها در کنار یکدیگر، به قول محمدآقا، تصویر جامعه‌ای را بازتاب می‌دهد که به آستانه تحمل رسیده است؛ جامعه‌ای که با وجود قطع دسترسی به اینترنت بین‌الملل و صدای بلند روایت یک‌سویه حکومت، می‌کوشد به هر شکل ممکن صدایش را به بیرون برساند و به جامعه جهانی هشدار دهد که از تجربه زیسته مردم ایران در مواجهه با حکومتی که ستون‌هایش بر فریب، دروغ و افکار آخرالزمانی بنا شده است، درس بگیرید و راه پیموده آنان را تکرار نکنید.