نظام بی‌رهبر؛ سه مردی که ایران را اداره می‌کنند

محمدباقر ذوالقدر دبیر شورای عالی امنیت ملی، مسئول هماهنگی میان ارتش، سپاه پاسداران، دستگاه‌های اطلاعاتی و سیاست خارجی است

از راست به چپ - احمد وحیدی، محمدباقر قالیباف، محمدباقر ذوالقدر - فرارو

از زمان منصوب شدن مجتبی خامنه‌ای به مقام «رهبر» جمهوری اسلامی، در پی کشته شدن پدرش در حمله آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند، او هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده است. با این حال، ساختار حکومت ایران همچنان پابرجاست، هرچند پرسش‌هایی درباره اینکه در میانه جنگ چه کسی تصمیم نهایی را می‌گیرد مطرح است. بقای نظام اکنون به چند چهره کلیدی وابسته است: فرمانده سپاه پاسداران، رئیس شورای عالی امنیت ملی و رئیس مجلس، که هر دو از بدنه سپاه پاسداران‌اند.

نخست: سردار محمدباقر ذوالقدر، مرد مرموز

محمدباقر ذوالقدر مظهر بخش پنهان نظام و اتاق فرمان واقعی آن به شمار می‌رود. او دبیر شورای عالی امنیت ملی، مسئول هماهنگی میان ارتش، سپاه پاسداران، دستگاه‌های اطلاعاتی و سیاست خارجی است. این همان جایگاهی است که تصمیم‌های کلان در آن گرفته می‌شود: جنگ، برنامه هسته‌ای و نحوه واکنش به بحران‌ها. او در مارس ۲۰۲۶ به این سمت منصوب شد. این انتصاب فقط یک تغییر اداری ساده نبود، بلکه نشانه‌ای بود از اینکه نظام ترجیح می‌دهد در این مرحله افراد با سوابق امنیتی را مسئول اداره کشور کند. ذوالقدر از مسیر سیاست نیامده، بلکه از عمق ساختار امنیتی برخاسته است: یعنی سپاه پاسداران، بسیج و ستاد کل نیروهای مسلح.

 

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها می‌گوید او از طراحان شبکه نیروهای نیابتی ایران در منطقه است، شبکه‌ای که حزب‌الله و دیگر بازوهای منطقه‌ای تهران را از راه دور مدیریت می‌کند. گزارش‌های غربی هم می‌گویند او به دلیل نقش داشتن در برنامه هسته‌ای و سرکوب داخلی، تحت تحریم قرار دارد. می‌گویند او تصمیم‌گیرنده نهایی نیست، بلکه هماهنگ‌کننده قدرت میان چند مرکز مختلف است؛ نقشی که در دوران غیبت رهبر، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

دوم: سردار احمد وحیدی، مسئول کنترل امنیت

سردار احمد وحیدی نماینده جوهره دکترین امنیتی نظام است: دفاع از طریق قدرت، چه در داخل و چه در خارج. نام او از گذشته با نیروی قدس سپاه پاسداران گره خورده است، نهادی که قاسم سلیمانی، بازوی خارجی سپاه، آن را ساخت و گسترش داد.  همچنین گزارش‌های بین‌المللی از ارتباط او با عملیات‌های خارجی از دهه نود میلادی سخن گفته‌اند؛ از جمله پرونده انفجار مرکز آمیا که به همین دلیل در فهرست اعلان قرمز پلیس بین‌الملل قرار گرفته است. ایالات متحده و اتحادیه اروپا بار دیگر نیز به دلیل نقش او در سرکوب اعتراضات داخلی ایران در سال ۲۰۲۲ علیه او تحریم‌هایی اعمال کردند، از جمله به اتهام هماهنگی قطع اینترنت و استفاده از زور علیه معترضان.

در نگاه برخی پژوهشگران، وحیدی بخشی از روندی بزرگ‌تر را نمایندگی می‌کند: پیشروی نهاد نظامی ـ امنیتی به مرکز واقعی قدرت، به‌ویژه هنگامی که حکومت احساس تهدید وجودی می‌کند. سردار وحیدی فقط یک فرمانده نظامی نیست، بلکه نماد این باور است که بقای نظام از مسیر کنترل کامل امنیتی می‌گذرد، نه از مسیر نهاد روحانیت که در گذشته نفوذ بیشتری داشت.

سوم: محمدباقر قالیباف، مرد امنیت و سیاست

در ایران، محمدباقر قالیباف نماینده چیزی متفاوت است؛ او حلقه اتصال میان نهاد امنیتی و سیاست به شمار می‌رود. او پس از کشته شدن علی لاریجانی، رئیس شورای عالی امنیت ملی، در آغاز این جنگ، ناگهان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. لاریجانی شخصیتی پارلمانی، برخاسته از سپاه پاسداران و در عین حال نظریه‌پرداز بود. قالیباف در این سه ویژگی به او شباهت دارد و در مقایسه با دیگران، چهره‌ای عملگراتر تلقی می‌شود. او فعالیتش را در سپاه پاسداران آغاز کرد و فرمانده نیروی هوایی آن شد. سپس به فرماندهی کل نیروهای انتظامی رسید، بعد شهردار تهران شد و در نهایت به ریاست مجلس رسید. این مسیر شغلی فقط تنوع در مسئولیت‌ها نیست، بلکه نشان‌دهنده الگویی روشن در ایران است: گردش نخبگان امنیتی در درون نهادهای مدنی.

بیشتر از جهان